پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - سيطره جهانى و دشوارىهاى جهان - شیرودی مرتضی
سيطره جهانى و دشوارىهاى جهان
شیرودی مرتضی
آمريكا از اين كه خود را در آستانه دستيابى به جايگاه تنها ابرقدرت جهان مىبيند، خرسند است; ولى ديگر كشورهاى جهان، خود را در شادى آمريكا شريك نمىدانند، و مىكوشند، تا با ايجاد موانع مختلف، مانع سيطره جهانى آمريكا شوند. مانع تراشىهاى جهان، بدين قرار است:
١. سياسى: براى بسيارى از كشورهاى جهان، چند قطبى شدن جهان، و برگشتن به جهان قبل از جنگ جهانى اول، يك آرمان نهايى است. اين گرايش، به معناى مخالفت كشورهاى جهان با تكقطبى شدن جهان و سيطره جهانى آمريكا، حتى براى يك دوره كوتاه است. به بيان ديگر، روسها و چينىها، تضاد با دستيابى آمريكا به تنها ابرقدرتى جهان را موضوع اصلى سياستخارجى خود قرار دادهاند. متحدان اروپايى آمريكا نيز، با سيطره جهانى آمريكا به آن جهت مخالفند كه اين سيطره، مانع از ارتقاى اروپا به يك وزنه همپاى آمريكا و حتى سنگينتر از آن و كاهش وابستگى اروپا به آمريكا مىشود. همچنين، ديگر كشورهاى جهان بارها از زمان فروپاشى شوروى تا كنون، آشكارا عدم رضايتخود را از جهانى كه توازن خود را از دست مىدهد، و در حال شكلگيرى يك نظم ظالمانه است، اعلام كردهاند.
٢. نظامى: در بعد نظامى آمريكا دشمنان بالقوهاى دارد كه نقاط ضعف آن را هدف گرفتهاند. به عنوان مثال، برخى از آنها، از طريق توليد، تكثير و بهكارگيرى احتمالى تسليحات كشتار جمعى يا تظاهر به آن، خطر وارد كردن تلفات سنگين به آمريكايىها را مطرح مىسازد، تا به اين وسيله آمريكا را از دخالت در ابعاد نظامى منطقهاى و از نيل به سيطره نظامى بر جهانى باز دارند. انجام عمليات تروريستى در درون خاك آمريكا، همانند عمليات تروريستى ١١ سپتامبر، جلوه ديگر و اما مؤثرتر از روشهايى است كه قادرند حتى امنيت داخلى آمريكا را در معرض خطر قرار دهند. تعرض به امنيت داخلى آمريكا، صلاحيت آن كشور، براى حل چالشهاى نظامى جهانى را زير سؤال مىبرد. به هر روى، خطر عمليات تروريستى باز هم وجود دارد. اگر هدف عمليات تروريستى، نيروهاى نظامى آمريكايى باشند، روند بسيج نيروهاى نظامى را براى شركت در جنگهاى محدود و يا عمده، مختل مىكند.
٣. اقتصادى: آمريكا با بحرانهاى اقتصادى و مالى فراوان داخلى، منطقهاى و جهانى مواجه است; از جمله: دلار آمريكايى، ارزش پولى گذشته را ندارد، درآمد سرانه آمريكاييان در حال سقوط است، آمريكا، احراز مقام اولى توليد كالاهاى مختلفى را از دست داده است، كسرى بودجه ساليانه آمريكا طى سالهاى اخير افزايش يافته و در سال ٢٠٠٢/١٣٨١ به رقم ٤٠٠ ميليارد دلار رسيده است; در حالى كه نياز نفتى آمريكا در حال افزايش است، و خود تنها١٤ نفت مصرفى را از منابع داخلى تامين مىكند، و ميزان مصرف كالاى وارداتى به آمريكا در نزد آمريكايىها روند صعودى را طى مىكند. بنابراين، آمريكا در شرايط اقتصادى مناسبى براى سايهافكندن بر جهان نيست. به همين جهت است كه نظام مالى بينالمللى كه آمريكا در آن سهم فراوان دارد، در حل و فصل بحرانهاى اقتصادى منطقهاى چون بحران اقتصادى چند سال قبل آسيا، ناموفق بوده است.
٤. سياستخارجى: آمريكا به جاى در پيش گرفتن يك سياستخارجى مبتنى بر بهبودبخشى به اوضاع كشورهاى دنيا، همه تلاش خود را در جهت تحقق منافع ملى خويش قرار داده است كه اغلب در تعارض با منافع ساير كشورهاست. عينىترين مثال در اين باره، يك جانبهگرايى آمريكا در بحران دوم عراق و ناديده گرفتن آراى كشورهايى چون چين، روسيه، فرانسه و... است. اين امر، به نارضايتى عمومى جهان از آمريكا افزوده و به اعتماد بينالمللى به آمريكا لطمه وارد كرده و باعثشده است كه ديگر كشورها و از جمله دوستان و متحدان ايالات متحده آمريكا، اين موضوع را تلاش براى اعمال قدرت آمريكا در جهان ببينند، و در همراهى و همگامى با آمريكا دچار ترديد گردند. گاه اين ترديدها به كنارهگيرى و عدم همراهى مىانجامد و گاه هم دوستان ديروز آمريكا را به دشمنان امروز تبديل مىكند.
براى بسيارى از كشورهاى جهان، چندقطبى شدن جهان، و برگشتن به جهان قبل از جنگ جهانى اول، يك آرمان نهايى است.